تبليغاتX

ولایت نور - اثبات عدم شایستگی عمر بر مسند خلافت مسلمین(2)

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت خوانندگان عزیز این وبلاگ

شهادت حضرت جواد الائمه را به همه ی شما تسلیت عرض می نمایم.

و اما ادامه ی ...

خدا در قرآن مجید امامت را در عنوان کلی اولی الامر ذکر کرده است و چون آن را با رسول همراه ذکر فرموده است دانسته می شود که ولی امر باید مانند رسول باشد در تمام فضایل و کمالات جز مقام رسالت، تا اطاعت از او همانند اطاعت از رسول واجب باشد.
امامت مسلمین ، مقامی است الهی که باید خداوند توسط رسولش او را معین بفرماید؛ زیرا اگر تعیین امام با مسلمین باشد، چند اشکال پیش می آید؛
اولاً:اتفاق همه آرای مسلمین بر یک نفر تقریباً محال است و در نتیجه هر گروهی به دلخواه خود تابع امامی شود و فسادش آشکار است.
ثانیاً:بر فرض امکان اتفاق بر یک نفر، از کجا اطمینان حاصل می شود که آن شخص، لایق امامت مسلمین است؛ یعنی بتواند جامعه را به صلاح و سداد و عدل حرکت دهد و از خطرات و دشمن ها نگه دارد، چه بسا جامعه را به وادی جهالت و هلاکت برساند مانند کوری که راهنمای کوران یا بیماری که طبیب بیماران چون خودش شود.
ثالثاً:منتخب مردم شرعاً واجب الاطاعة نیست؛زیرا تنها خداوند است که حق حاکمیت بر بشر را دارد؛ چون آفریدگار آن هاست و خودش این حق را به رسول خود و اولی الامر داده است و اطاعتشان را بدون هیچ قید و شرطی و بطور کلی واجب فرموده است پس اولی امر باید مانند رسول، از هر گناهی و خطایی معصوم باشد*؛ زیرا کسی که معصوم نیست اگر اطاعتش به طور کلی و بدون هیچ قید و شرطی واجب باشد و در موارد خطا  گناهش هم باید از او اطاعت کنند و خداوند منزه است که چنین دستوری بدهد.
پس باید ولی امر و امام در هر زمانی،اعلم و افضل و اکمل** از تمام مردم باشد و به علاوه دارای مقام عصمت نیز باشد و چون تشخیص چنین شخصیتی از عهده ی مردم بیرون است و مدعی چنین مقامی فراوان می باشد، اگر از طرف خداوند توسط رسولش تعیین نشود فسادش آشکار است؛ زیرا هر گروهی برای خود رهبری بر می گزیند و در مقام خواسته های نفسانی خود بر گروه مخالف و رقیبش درصدد جنگ و ستیز بر می آید و موازین و قوانین الهی که برای اصلاح جامعه ی مسلمین وضع شده به طور کلی متروک می شود و در نتیجه ظلم و فساد همه ی جامعه را فرا می گیرد.

****************************************************************

*بدعت های فراوانی که عمر در اسلام گذاشته است(همانند حرام نمودن متعه که پیامبر آن را حلال کرده بود)، همین بس که او را از معصومیت ساقط می کند.
** اکثر کتاب های شیعه و برخی کتاب های سنی بر این روایت متفق القولند که عمر هر گاه در مسند خلافت از پاسخ به مسئله ای باز می ماند از مولا علی(صلوات الله و السلام علیه) یاری می جست و بارها این جمله ی معروف را بر زبان می آورد که:«اگر علی نبود عمر بارها هلاک شده بود». پس نتیجه می گیریم که عمر داناترین فرد زمان خودش نبوده است و شایستگی جانشینی رسول الله را نداشته است.
**************************************************************




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 20:34 توسط ::ناصر آسیابانی::