تبليغاتX
ÇیøÇã ÝÇØãیøå ÊÓáیÊ ÈÇÏ ÇیøÇã ÝÇØãیøå ÊÓáیÊ ÈÇÏ ولایت نور

ولایت نور

نگرشی بر مسائل دینی و اعتقادی

دل را شراره غم تو پر شرار کرد

داغ تو قلب خسته‌دلان، داغدار کرد

ای سرو بوستان ولا از غم تو چرخ

جاری ز دیده اشک، چو ابر بهار کرد

با کشتن تو قاتلت ای هادى امم

خود را به نزد ختم رسل شرمسار کرد


اى آنكه بود هادى دين نام ترا
خون گشت دل از گردش ايام ترا
فرياد ز معتزكه پس از انهمه ظلم
با زهر جفا كشت سرانجام ترا
هدايتگر امت
ائمه طاهرين عليه السلام هر يك جلوه اى از نور واحد محمدى (ص ) اند كه در شرايط گوناگون در بسيط زمين ظهور كرده و از ملكوت آسمانها براى هدايت ناسوتيان نزول فرموده اند تا در كنار انسانها چند صباحى زندگى كنند و سر مشق يك زندگى آيده آل الهى براى تمامى نسلها و دورانها باشند.
جايگاه امام معصوم عليه السلام فقط مسند زعامت و زمامدارى جامعه نيست و اين مسند در مرتبى بسيار پاينتر از ان ولايتى است كه ائمه معصومه شيعه از سوى پروردگار جهانيان به ان مفتخرند. مقام ولايت معنوى (ولاء تصرف ) براى چهارده معصوم نورانى ، مقام است كه هيچيك از اولين و آخرين بدان دست نخواهند يافت و امام عليه السلام انسان كاملى است كه در اعصار مختلف حامل اين ولايت عظمى است و جهان انسانى هيچوقت نميتواند بدون حضور ولى مطلق و حجت حق بر حيات خويش ادامه دهد.
امام عليه السلام اگر چه در ميان زمينيان مثل يك انسان معمولى و در كنار كائنات ديگر زيست ميكند ولى در عالم ملكوت و در جهان واقعيت ها، جايگاه امامت لنگرگاه زمين و آسمان است و امام ستون هستى و آفرينش .
امام دهم ، حضرت امام على النقى الهادى عليه السلام ، دهمين حامل اين ولايت بزرگ و برحسب زمان دهمين تجسم ان نور پاك محمدى (ص ) است .
امام هادى عليه السلام چهل و دو سال در اين كره خاكى زندگى كردند كه پس از شهادت امام جواد عليه السلام يعنى در حاليكه هشت سال و پنج ماه بيشتر نداشتند به مقام امامت رسيدند و سيزده سال در مدينه طيبه اقامت داشتند و پس از متوكل عباسى كه يكى از ظالم ترين و پست ترين خلفاى بنى عباس بود، ان حضرت را به اجبار به سامرا برد، امام هادى عليه السلام حدود بيست سال در سامرا و در خانه اى كه هم اكنون محل دفن ان بزرگوار است زندگى كردند.
متوكل عباسى كه به شايستگى و مقام معنوى امام معترف بود از موقعيت امام و محبوبيت ايشان به شدت در هراس و وحشت بود، بنابراين نهايت سعى خود را بكار ميبرد تا مردم را از تماس با امام و مراجعه به ان حضرت محروم نمايد و لذا غالبا حضرت هادى عليه السلام در محيطى بسته و تحت نظر بودند.
با آنكه متوكل تمام امكانات فرصت قيام را از امام و يارانش سلب و آنحضرت را در سامرا در محدوده يك منزل زير نظر گفته بود، ولى هيچگاه از جانب امام اسوده نبود، زيرا ميدانست امام با او اختلاف اساسى و جوهرى دارد و از هر فرصتى براى مبارزه با ظلم و دستگاه سلطنت استفاده خواهد كرد.
امام هادى عليه السلام مشعل دار هدايت و معرف مقام رفيع و بلند امامت بود، او امام عليه السلام بود و متصل به درياى بيكرانه علم و دانش الهى . در يكى از مواردى كه حضرتش به معرفى مقام امامت پرداخت ، پاسخ سوالى است كه موسى بن عبدالله نخعى از امام داشت ، او به حضرت عرض كرد مرا گفتارى تعليم كنيد تا با ان شماها را زيارت كنم ، امام هم زيارت جامعه كبيره را به او اموخت .
زيارت جامعه از كاملترين زيارتى است كه براى امامان و اهل بيت رسالت نقل شده و داراى مضامين و تعابير بسيار بلند و در واقع يك دوره امام شناسى به حساب مى آيد، اين همان زيارتى است كه وقتى يكى از شيعيان سعادت يافت و خدمت امام زمان (عج ) رسيد حضرت به او فرمودند: چرا شما جامعه نمى خوانيد؟ جامعه جامعه جامعه و مرحوم محدث قمى رد مفاتيح الجنان كيفيت تشرف اين عاشق و مومن به اهل بيت را پس از زيارت جامعه تحت عنوان حكايت سيد رشتى نقل فرموده است .
اين زيارت كه زا معتبرترين ادعيه ، و از نظر سند از صحيحترين زيارات شيعه و نيز از نظر متن از فصاحت و بلاغت كم نظيرى بر خوردار است ، حاوى بلندترين تعابير عرفانى و عاليترين درسهاى عقيدتى بوده و شايسته ترين معرفى از مقام اهل بيت عصمت و طهارت است .
زيارت جامعه بهترين درس مدونى است ، كه از امام هادى عليه السلام به يادگار مانده است و از مقام و دست نيافتنى ولايت به اندازه فهم بشرى پرده بردارى ميكند.
امام در اين زيارت در توصيف اهل بيت فرموده : جايگاه رسالت ، منزلگاه وحى ، خزانه داران علم ، ريشه هاى كرامت ، نقطه اتكا شهرها، عصاره پيامبران ، مشعلهاى تاريكيهاى ، پرچمهاى پارسايى ، نمونه هاى برتر اهل عالم پسين و پيشين ، راز داران خدا، برگزيدگان حق ، اولى الامر، صراط متين حق و نورهايى از يك سنخ كه خداوند آنها را به گرد عرش ، محيط گردانيده است و اينكه منكران آنها كافر و خارج از دين اند.
به گواهى تاريخ از امام اول تا امام يازدهم شيعيان ، هيچيك به مرگ طبيعى از دنيا نرفته اند و به شكلهاى مختلف (در جبهه جنگ ، ترور يا بوسيله سم ) جام شهادت نوشيده اند، اين نمايشگر ان است كه ائمه نسبت به مسائل سياسى روزگار خويش بى تفاوت نبوده و تنها به عبادات فردى نمى پرداختند و اگر هم به دلايلى سكوت ميكردند هيچگاه سر سازش با ستمگران نداشتند و اين خود مهمترين عامل نگرانى دستگاه و دليل به شهادت رساندن ان بزرگواران بود. لذا امام دهم را نيز مى بينيم با آنكه تحت كنترل شديد رژيم خلافت و ظاهرا از انجام فعاليتهاى سياسى و نظامى بدور بودند، مورد كينه و خشم ستمگران قرار گرفته و در مسير شهادت كه خط ويژه آل محمد(ص ) و على عليه السلام است گام مى نهند.
بدينسان وجود حضرتش در سن چهل و دو سالگى يعنى در تاريخ سوم رجب سال 254 هجرى به دست عوامل خلافت مسموم گشته و به شهادت ميرسند.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 11:42  توسط ناصر آسیابانی  | 

بسمه تعالی

سپاس و حمد بی پایان بر خدای تعالی و صلوات بر خاتم انبیا و پیشوایان معصوم از خاندان او

خداوند متعال پس از آفرینش حضرت آدم و حواء، برای انان نامی برگزید.پس از آن، بارها برای افراد برگزیده اش نام انتخاب کرد.همان طور که در آیه 7 سوره ی مبارکه ی مریم خداوند متعال به حضرت زکیراء بشارت فرزندی را می دهد که نامش یحیی است.این نام را خدای تعالی بر فرزند گرامی حضرت زکریاء برگزید.از روایات استفاده می شود که خدا متعال نام پنج تن آل عبا( علیهم السلام) را نیز خود انتخاب نمود.

امام باقر علیه سلام می فرمایند:«چون حضرت فاطمه متولد شد، خدای بزرگ به فرشته ی وحی دستور داد که خدمت رسول الله(ص) روانه شود و به او بگوید که دخترش را فاطمه نام گذارد؛ لذا آن حضرت نام او را فاطمه نهاد...( علل الشرایع/ج1/ص179)دختر گرامی رسول الله(ص) اولین شخصی بود که به این نام مفتخر گردید.

اما «فاطمه» یعنی چه؟

فاطمه از ریشه ی «فَطَم» به معنای بریدن و جدا کردن چیزی از دیگری است.حضرت امام صادق علیه سلام از پدر بزرگوارش نقل می کند که که رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند:« آیا می دانی که چرا فاطمه به این نام، نامگذاری شده است؟

 حضرت علی علیه سلام عرض کرد چرا ای رسول خدا؟

فرمودند:« زیرا او و پیروانش از آتش دوزخ دور نگاه داشته شده اند.» ( علل الشرایع/ج1/ص179)

در همین رابطه امام هادی علیه سلام نیز از پدرانش نقل می کند که رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند:

«دخترم به این دلیل فاطمه نامیده شد که خدای بزرگ، او و دوستدارانش را از آتش دوزخ در امان داشت.»(بحار الانوار/ج43/ص15)

آری، اظهار مودت بر خاندان وحی به خصوص حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها موجب امنیت از عذاب آتش است.مودت با خاندان وحی به همراه برائت از دشمنان آن بزرگواران است.

از دیگر مقامات حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها این است که خداوند متعال در خلق مخلوقات آن بانوی معصومه را محوریت قرار داده است.چنانچه در حدیث قدسی به رسول گرامی اش می فرماید:

« یا احْمَدِ ! لولاک لِما خَلَقْتُ الافلاک . وَ لَوْ لا علی لِمَا خلقتک وَ لَوْ لَا فَاطِمَةَ لَمَّا خلقتکما... ای احمد( محمد)! اگر تو نبودی جهان را نمی افریدم؛ و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم؛ و اگر فاطمه نبود شما را نمی آفریدم.»

فاطمه سلام الله علیها در این حدیث قدسی محوریت خلق عالم قرار گرفته است که اگر ایشان نبود پیامبر صلوات الله علیه و آله و علی علیه سلام خلق نمی شدند و در نتیجه جهانی خلق نمی شد.در حدیثی دیگر از امام عسکری علیه سلام، حضرت فاطمه سلام الله علیها به عنوان حجت خداوند متعال بر ائمه ی اطهار علیهم السلام است. چنانکه می فرمایند:

« ما ائمه حجت های خدا بر مردمانیم، و جدّه ی ما حضرت فاطمه حجت خدا بر ماست.» (تفسیر اطیب البیان/ج13/ص225)

همچنین امام صادق علیه سلام می فرمایند:« حضرت فاطمه صدیّقه ی کبراست و عصر ها و قرون پیشین بر محور معرفت و شناخت او دور می زده است.» (امالی شیخ صدوق/ج2/ص280)

بدین معنا که از حضرت آدم به بعد همه ی انبیاء و اوصیای آنان، به معرفت و شناسایی حضرت فاطمه سلام الله علیها مأمور بودند؛ و معرفت آن بانو، مناط و مدار دین آنان بوده، و سعادت امتشان بر محور شناسایی و دوستی او و بیزاری از دشمنانش می چرخیده است.

بی شک فاطمه زهرا سلام الله علیها، مظهر کمالات و نماد فضیلت هاست و ترسیم موقعیت والا و ممتاز ایشان نه تنها از دشوارترین مسائل است بلکه از قلمرو و توانایی قلم و بیان و بررسی فراتر می باشد و آنچه درباره اش ثبت می شود اندک و قطره ای از اقیانوس وجودی او خواهد بود.

براستی که بی خدایان مسلمان نما، با این سرچشمه ی کمال و فضایل چه کرده اند؟

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 18:48  توسط ناصر آسیابانی  | 

به نام خدا

با صلوات بر محمد و آل محمد

و با یاد حضرت ولی عصر ارواحنا العالمین له الفدا

و با سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

در ایام فاطمیه ان شاء الله در همین باب با چند پست جدید به روز خواهم بود.در این پست سعی دارم که بیان کنم علت احیای فاطمیه چیست و برای ما چه سودی دارد؟

 باید گفت که قطعاً تمام آثار و برکاتی که در رابطه با برپایی مجالس عزادرای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) وجود دارد،در برپایی مجالس عزای سیدة النسائ العالمین حضرت زهرای اطهر(س) هم وجود دارد.

قطعاً بزرگداشت ایام فاطمیه،یكی از وسایل و ابزارهای تبلیغات دین اسلام و تعظیم شعائر دینی است.

بزرگداشت حضرت فاطمه زهرا(س) بزرگداشت پیامبر اسلام است و بزرگداشت پیامبر اسلام(ص) بزرگداشت دین اسلام است. از دیدگاه ما شیعیان و اهل سنت، بزرگداشت انسان های والامقام كار پسندیده ای است. این علمای وهابی هستند كه بزرگداشت ها را تحریم كرده اند و حتی نزدیك شدن به قبر پیامبر را هم صحیح نمی دانند. علمای وهابی كه اكنون بر حجاز حاكم هستند تبلیغات زیادی راه انداخته اند كه بزرگداشت اموات شرك است ولی از دیدگاه علمای شیعه و اهل سنت بزرگداشت شرك نیستند بلكه بسیار هم پسندیده هستند.

 حضرت آیت الله وحید خراسانی در رابطه با بزرگداشت ایام فاطمیه می فرماید:

از آنجا که رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مَن به الوجود و کمالات وجود ماست، و واسطه تربیت تکوینیه و تشریعیه رب العالمین نسبت به ماست، و بر هر مسلمانى به هدایتى که به مبدأ و معاد و «مَنْ اَرْسَلَ اللهُ» و «ما اَنْزَلَ اللهُ» فرموده حق حیات ابد دارد، به مقتضاى ادراک عقل به وجوب شکر منعم، و حکم شرع به لزوم مودّت ذى القربى: (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُربى) و این که فاطمه احبّ و اَقرب خلق به رسول خداست، وظیفه ما این است که در این مصیبت کبرى که ناموس خدا و بضعه خاتم انبیاء و کفو سید اوصیا و مادر ائمه هدى نیمه شب غریبانه دفن شد، و قبر او که گنجینه اسرار خداست مخفى مانْد، بپا خیزیم و آن چه در توان داریم، در تعظیم شعائر روز شهادت او انجام دهیم، چون شهادت آن حضرت سند احقاق حق اوّل المظلومین است «وَ لَمْ أَرَ مِثْلَهُ حَقًّا أُضِیعا».

احیاى روز شهادت آن حضرت به شعائر فاطمیه احیاى امر امیرالمؤمنین است، و احیاى امر آن حضرت که نفْس رسول خداست، احیاء امر خاتم النبیین است، و احیاى امر سید انبیاء احیاى امر تمام انبیاء و مرسلین است، و احیاى امر پیغمبران خدا احیاى معرفت و عبادت ربّ العالمین است.

و به حکم ( یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ ) به این وسیله ، بهترین عمل را که رضایت خدا و رسول خدا و ائمه هدى (علیهم السلام)است ، به تعظیم شعائر مصیبت آن حضرت ذخیره نمایند .


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 1:15  توسط ناصر آسیابانی  | 

ماه محرم ، اگر با اين عنوان در قرآن مجيد نيامده است . و ليكن در قرآن ، آيات چندى است كه درباره ماه هاى حرام و لزوم حرمت آن ها نازل شده است . ماه محرم نيز از جمله ماه هاى حرام است كه در آيات قرآن كريم به آن ها پرداخته شده است .
در اين جا آيه هايى را كه درباره ماه هاى حرام وارد شده اند، اشاره كرده و به ترجمه و شرح اجمالى آن ها مى پردازيم :
1 - جعل الله الكعبة البيت الحرام قياما للناس و الشهرالحرام و الهدى و... (1)
خداوند متعال ، كعبه را كه خانه حرام است و هم چنين ماه حرام و قربانى را براى برپايى مردم (و معيشت آنان ) قرار داده است .
در اين آيه ، خداوند متعال فلسفه حرمت حج و ماه حرام را بيان نموده است و آن ، عبارت است از معيشت و امنيت مردم در پناه آن ها و تاثير آن ها
بر اصلاح جامعه .
اگر مردم ، حرمت خانه خدا و ماه هاى حرام را نگه نداند و دائم در جنگ ، تجاوز و حرمت شكنى باشند، همانند اقوام و ملل پيشين به نابودى و هلاكت خواهند رسيد و با دست خود، يك ديگر را به فنا و فراموشى مى سپارند.
امنيت و آسايش مردم در ماه هاى حرام و ايام حج ، موجب تقويت روابط اجتماعى و انسانى شده و مردم را به هم دلى و هم سويى سوق مى دهد و آنان را از پراكندگى و خوارى ، به عزت و سربلندى مى رساند.
2 - يا ايها الذين آمنوا لا تحلوا شعائر الله و لا الشهرالحرام ... (2)
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، شعائر الهى و ماه حرام را بر خود حلال و مباح نسازيد.
اين آيه ، بنا به نقل برخى از مفسران (3)در روز فتح مكه ، خطاب به مسلمانان فاتح نازل شد و به آنان فرمان داد كه پس از پيروزى بر مشركان ، شعائر الهى و ماه هاى حرام را ناديده نگيرند و بسان گذشته ، نسبت به آن ها پاى بند و متعهد باشند.
بنابراين ، اگر آنان به مشركانى برسند كه آداب جاهليت را در زيارت خانه خدا انجام مى دهند، نسبت به آنان عصبانى نشده و آنان را به قتل نرسانند. زيرا در خانه امن الهى و در ماه حرام قرار دارند.
3 - فسيحوا فى الارض اربعة اشهر و اعلموا انكم غير معجزى الله و ان الله مخزى الكافرين .(4)
چهار ماه (به دور از جنگ و خون ريزى ) در زمين سير و سياحت كنيد (و مراسم حج خود را به راحتى به جاى آوريد) و بدانيد كه شماها نمى توانيد بازدارنده از خواست خدا باشيد و به درستى كه خداوند متعال ، كافران را خوار مى كند.
در اين آيه ، خداوند سبحان مردم را در استفاده بهينه از ماه هاى حرام ، از جمله سير و سياحت ، زيارت و انجام مراسم حج فرا خواند و آنان را به اين امر تشويق كرده است و يادآورى نمود كه اگر بدخواهان و كافران بخواهند اين آزادى را از مردم بگيرند، از سوى خداوند متعال به خوارى و نابودى مبتلا مى گردند.
4 - يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه ، قل قتال فيه كبير و صد عن سبيل الله و كفر و به و المسجد الحرام و اخراج اهله منه اكبر عند الله ، و الفتنه اكبر من القتل ... (5)
(اى محمد) از تو درباره جنگ در ماه حرام پرسش مى كنند، در پاسخ آنان بگو: جنگ و درگيرى در اين ماه ، (گناهى ) بزرگ و بازدارنده از راه خدا و موجب كفر به (نعمت هاى ) خدا و مسجدالحرام است . (ولى ) اخراج اهالى (مسلمان ) اين شهر، در نزد خدا گناهش بزرگتر است و دسيسه كردن (مشركان از جهت گناه بزرگتر از قتل است .
اين آيه ، به صراحت تمام حرمت ماه حرام را بيان كرده است و واجب الاحترام بودن آن را به همه انسان ها گوش فرموده است .
از سياق آيه دانسته مى شود كه كافران و مشركان قريش نيز براى ماه هاى حرام ، احترام ويژه اى قائل بوده و جنگ و درگيرى را در آن ها ناروا مى شمردند.
شاءن نزول اين آيه درباره دسته اى از مسلمانان به فرماندهى عبدالله بن جحش اسدى است كه براى رديابى و تعقيب كاروانى از قريش ، مرتكب كشتن يكى از مشركان در ماه حرام شدند.
ماجرا از اين قرار بود كه دو ماه پيش از جنگ بدر، يك دسته هفت نفرى از مسلمانان براى تعقيب كاروانى از مشركان كه از شام عازم مكه بود، از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ماءموريت يافتند.
آنان ، كاروان را يافته و پنداشته بودند كه در روزهاى آخر جمادى الآخر بسر مى برند و هنوز ماه رجب كه يكى از ماه هاى حرام است ، فرا نرسيده است .
به همين جهت با مشركان درگير شده و در اين ميان ، يك تن از مشركان به نام عمرو بن حضرمى كشته و دو نفر ديگر به نام هاى حكم بن كيسان و عبد الله بن مغيره ، اسير شدند و يكى از آنان به نام مغيرة بن عثمان ، از چنگ مسلمانان گريخت و اين خبر ناگوار را به مشركان مكه رسانيد.
جنگجويان مسلمان ، اسيران و غنايم را به مدينه منتقل كرده و ماجرا را به عرض پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسانيدند. پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از كردار آنان ناراحت شد و آنان را نكوهش كرد و فرمود: به خدا سوگند من شما را امر به جنگ با آنان نكرده بودم .
جنگجويان چون ناخرسندى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را ديدند، از كرده خود پشيمان شدند.
مشركان ، اين حادثه را دست آويزى قرار داده و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان را متهم به حرمت شكنى ماه حرام نمودند.
آنان ، پيكى به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در مدينه اعزام كرده و به صورت اعتراض و انتقاد به آن حضرت گفتند: آيا در ماه حرام ، جنگ و نبرد جايز است ؟
در پاسخ آنان ، نازل شد و جواب آنان را به روشنى بيان كرد.
خداوند متعال به آنان پاسخ داد كه جنگ در اين ماه حرام است ولى شما نيز حرمت شكنى كرده و اهالى مكه را به جرم مسلمانى از خانه و شهرشان كه براى همه بايد محل امن و آسايش باشد، اخراج نموديد. گناه دسيسه هاى شما بزرگتر و بيشتر است از كشته شدن يك نفر مشرك به طور اشتباهى در نبرد با مسلمانان . (6)
5 - الشهر الحرام بالشهر الحرام و الحرامات قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا بمثل ما اعتدى عليكم ...(7)
ماه حرام در برابر ماه حرام است و حرمت (شكنى )ها را قصاص مى باشد. پس كسى كه بر شما تجاوز و دست درازى كرد، شما نيز به اندازه تجاوزش ، بر او دست درازى كنيد.
مراد از شهر حرام در اين آيه ، ماه ذى قعده است كه در اين ماه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان مدينه در سال هجرى جهت انجام عمره ، عازم مكه گرديدند ولى مشركان مكه ، مانع ورود آنان شده و خود را براى نبرد با آنان آماده كرده بودند. سرانجام ، كارشان به صلح انجاميد كه معروف به ((صلح حديبيه )) شده است .(8)
مشركان مى دانستند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و مسلمانان پيرو آن حضرت ، حرمت ماه هاى حرام را نگه مى دارند و در اين ماه ها به كارزار و جنگ با دشمنان خود نمى پردازند.
به همين جهت در صدد برآمده تا از تعهد دينى و شرعى مسلمانان سوء استفاده كرده و آنان را غافل گير و در اين ايام بر آن ها هجوم آورده و كارشان را يكسره سازند.
خداوند متعال ، توطئه هاى شيطانى مشركان را نقش بر آب كرد و به پيامبرشان وحى نمود كه ماه حرام را در برابر ماه حرام است . اگر مشركان حرمت آن را شكستند و اقدام به تجاوز و جنگ كردند، بر مسلمانان واجب است با آنان مقابله به مثل نمايند. با نزول اين آيه ، حربه مشركان از دست شان گرفته شد و بار ديگر در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به ضعف و انفال رسيده و به ناچار با آن مصالحه كردند.
6 - فاذا انسلخ الاشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم ...(9)
آن گاه كه ماه هاى حرام به پايان رسد، هر كجا مشركان را يافتيد با آنان مبارزه كنيد.
مشركان و كافران شبه عربستان ، صحنه را بر مسلمانان تنگ كرده و از هر سو با آنان دشمنى مى نمودند و گاهى اقدام به هجوم و آزار مسلمانان مى كردند. مسلمانان به ستوه آمده و از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درخواست كردند كه به آنان اجازه نبرد با مشركان را بدهد. خداوند متعال آنان را امر به صبر نمود و فرمود كه حرمت ماه هاى حرام را نگهداريد و پس ‍ از پايان اين ماه ها، پاسخ آنان را بدهيد و هر كجا آنان را يافتيد، با آنان مبارزه و نبرد كنيد.
7 - ان عدة الشهور عند الله اثنا عشر شهرا فى كتاب الله يوم خلق السماوات و الارض منها اربعة حرم ، ذلك الدين القيم فلا تظلموا فيهن انفسكم . (10)
به راستى تعداد ماه ها در نزد خدا، دوازده ماه است . (و اين ) در كتاب خدا است از روزى كه آسمان ها و زمين را آفريد. چهار ماه از آن ها (ذى قعده ، ذى حجه ، محرم و رجب ) حرام مى باشند. اين است آيين استوار. پس در آن ماه ها بر خود ستم روا مداريد.
از اين آيه ، استفاده مى گردد از هنگامى كه خداى سبحان ، زمين و آسمان ها را آفريد و كرات آسمانى ؛ از جمله ماه را در گردش به دور زمين به حركت در آورد، زمان را به سال و سال را به دوازده ماه ، به تعداد منازل ماه ، محدود و مشخص كرد و پيامبران الهى نيز بر اساس آن عمل كرده و اعمال و عبادات خويش (مانند روزه و حج ) را تعيين مى نمودند.
هم چنين در اين آيه ، به حرمت چهار ماه از سال و لزوم نگهدارى احترام آن ها به صراحت بيان شده است و اين كه شكستن حرمت آن ها و اقدام نمودند به جنگ و خون ريزى در اين مدت ، ستم بر بشريت است .
مراد از ((كتاب الله )) در اين آيه ، لوح محفوظ است و هم چنين در كتاب هايى كه بر پيامبران پيشين نازل شده اند، مطالب مزبور بيان شده اند.(11)
8 - انما النسيى زيادة فى الكفر به الذين كفروا يحلونه عاما و يحرمونه عاما ليوا طئول عدة ما حرم الله فيحوا ما حرم الله زين لهم سوء اعمالهم .(12)
همانا فراموشى در كفر (عصر جاهليت )، بسيار بود كه به واسطه آن گمراهى مى شدند آنانى كه كفر ورزيده بودند، به طورى كه سالى را حلال و سالى را حرام مى شمردند تا پاى مال كنند شمار آن چه را كه خدا حرام كرده است . پس آنان ، حلال مى شمردند آن چه (ماه هايى ) را كه خدا حرام كرده بود. (بدين ترتيب ) كردار زشت شان بر آنان آراسته مى گرديد.
با توجه به اينكه حرمت ماه هاى حرام از يادگارهاى پيامبران بزرگ الهى از جمله حضرت ابراهيم عليه السلام و فرزندش اسماعيل عليه السلام بود و عرب ها خود از پاى بند سنت آبا و اجدادى خويش مى دانستند، بدين جهت نمى توانستند به راحتى از اين سنت الهى ، يعنى پاس داشت ماه هاى حرام سرپيچى كنند. زيرا در آن صورت ، حج ناامن مى شد و رغبت ساير عرب ها به شركت در مراسم حج از بين مى رفت .
در نتيجه عرب هاى مكه علاوه بر اين كه اعتبار و سيادت خود را از دست مى دادند، از درآمدهايى كه از بابت حاجيان و زائران نصيب آنان مى گرديد، محروم مى شدند.
به اين جهت ، تلاش همگى آنان بر نگهدارى حرمت ماه هاى حرام و ايام حج بود.
ولى در برخى از سال ها كه ميان قبايل و و طوايف حجاز، نبرد و درگيرى هايى روى مى داد، شكيبايى آنان و پذيرفتن آتش بس و متاركه جنگ در سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم )، بر ايشان دشوار بود و در صدد گريز از آن بر مى آمدند.
آنان براى گريز از اين مشكل ، دست به حيله هايى زدند كه مورد مذمت و سرزنش قرآن و مسلمانان قرار گرفتند.
يكى از حيله هاى آنان ، اين بود كه گفتند: ماه هاى ذى قعده و ذى حجه ، حرام و ماه محرم حلال گردد و پس از آن ، ماه صفر حرام شود، تا ميان ذى حجه و صفر، يك ماه فرصت تجاوز و خون ريزى يكديگر را داشته باشند.
ترفند ديگر آنان ، اين بود كه در هر سال ، در يك ماه مراسم حج را به جا مى آورند. مثلا دو سال پشت سر هم ، در ماه ذى قعده ، دو سال پشت سر هم در ماه ذى حجه و دو سال پشت سر هم در ماه محرم ، مراسم حج را انجام مى دادند و بقيه ماه هاى را براى خود حلال مى شمردند.
بدين طريق ، ماه هاى حرام و ايام حج را دستخوش هوا و هوس خويش قرار داده بودند. عرب هاى مكه ، يك سال پيش از حجة الوداع ، مراسم حج را در ذى قعده انجام دادند و در سالى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم براى آخرين بار به زيارت خانه خدا مشرف شد و سفرش به حجة الوداع معروف گرديد، مراسم حج در ذى حجه قرار گرفت .
در همين سال ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ضمن خطبه اى فرمود: همانا زمان ، به مانند هياتى كه خدا در آفرينش آسمانها و زمين ، به وجود آورد بر مى گردد. به اين صورت كه هر سال ، دوازده ماه دارد و چهار ماه از آنها حرام است كه سه ماه پشت سر هم (ذى قعده ، ذى حجه و محرم ) و چهارمين ماه (رجب ) ميان جمادى و شعبان قرار گرفته است .(13)
از آن هنگام ، مراسم حج همه ساله در ذى حجه برگزار مى گردد. ولى سه ماه ديگر نيز از ماه هاى عبادت ، زيارت و حج خانه خدا (به صورت عمره و مفرده ) بوده و نگهدارى حرمت آنان ، بر همگان لازم و واجب است .

*********1- سوره مائده (5)، آيه 97.
2-همان آيه 2.
3-مجمع البيان ، ج 3-4، ص 237.
4- سوره بقره (2) آيه 217.
5-نك : مجمع البيان ، 1-2، ص 549 و ترجمه تفسير الميزان ، ج 3، ص 239 و 274.
6- سوره بقره (2)، آيه 194.
7- نك : فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم ، ص 359.
8-سوره توبه (9)، آيه 5.
9-سوره توبه (9)، آيه 36.
10-مجمع البيان ، ج 6-5، ص 42.
11-سوره توبه (9)، آيه 37.
12-نك : بحارالانوار، ج 9، ص 79 (بيان ).
13-مجمع البيان ، ج 6-5، ص 45.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 19:32  توسط ناصر آسیابانی  |