دین زرتشت و مسئله شرور
توحید دین زرتشت بدان گونه است که در ابتدا یک وجود واجب است که از آن به «اهورامزدا» یاد می شود که خدای بزرگ و فوق پروردگاران است.در رتبه و مقام پایین تر او دو خدای دیگر وجود دارند که یکی خالق و پروردگار روشنایی است که از آن به «خرد مقدس» یاد می شود و دیگری خالق و پروردگار ظلمت و بدی هاست که از آن به«خرد خبیث» یا همان اهریمن یاد می شود؛ در نتیجه توحید در دین زرتشت به تثلیث بیشتر شبیه است زیرا هر سه خدای آفریننده و خالق هستند.در نتیجه می بینیم که این عقیده با عقل در تضاد کامل است.در عقیده ما مسلمانان اصولاً چیز بد وجود ندارد و همه آفریده های خداوند در جای خود نیکو هستند( فتبارک الله الذی هو الاحسن الخالقین)
با توجه به تثلیث در زرتشتیت نتیجه می گیریم که مسئولیت بدی ها و شرور به عهده اهورامزدا- که آفریننده ی خرد خبیث است- می باشد؛زیرا:
1)اهریمنی که شرور را می آفریند خود توسط اهورامزدا آفریده شده است و اگر اهورا نمی دانست که اهریمن بد آفرینی می کند و اکنون نیز قادر به جلوگیری از او نیست پس خدایی جاهل و عاجز است که این جهل و عجز با وجود واجب در تضاد است.
2)اگر اهورا می دانست که اهریمن بد آفرینی می کند و اکنون قادر است او را از بدی باز دارد و بدون هیچ دلیلی مانع او نمی شود؛ از طرفی مسئولیت بدکاری اهریمن بعهده او خواهد بود و از طرفی دیگر سو خلقت او در تضاد با وجود واجب اوست.
حال برخی می گویند که آیا ثنویت در دین زرتشت بهتر از توحید نیست؟ در غیر این صورت مسئولیت آفرینش بدی ها بعهده خدای متعال خواهد بود و این در تضاد با« احسن الخالقین» بودن خداوند است.
در جواب به این سوال باید گفت که حل مسئله شرور از طریق دوگانه انگاری راه به جایی نمی برد؛ زیرا گستره ی نفوذ و قدرت الهی را محدود می سازد، طرفداران این عقیده خواسته اند خدا را از بدی تبرئه کنند اما او را به شریک داشتن متهم کرده اند.آفریده های خداوند همگی در جای خود نیکو و محترم هستند و چون برخی از مخلوق ها مثل مار، حشرات و و... که -در دین زرتشت انسان از آن نفرت دارد- برای انسان آسیبی می رسانند نمی بایست گفت که در کل موجودات شروری هستند، زیرا شر امری نسبی است نه مطلق.از نظر اسلام مسئله شرور به طور دیگری حل می شود و می گوید با اینکه در یک حساب، امور جهان به دو دسته نیکیها و بدی ها تقسیم می گردد، ولی در یک حساب دیگر هیچگونه بدی در نظام آفرینش وجود ندارد، آنچه هست خیر هست و نظام موجود نظام احسن است، و زیباتر از آنچه که هست امکان ندارد.
شرور و بدی در این جهان نسبی است؛ بطور مثال زهر مار برای دفاع از خود مار خوب است و برای انسان و سایر موجوداتی که از آن آسیب می بینند بد است. گرگ برای گوسفند بد است ولی برای خودش و گیاهان بد نیست و یا هزاران مثال دیگر از این قبیل.
مولوی می گوید:
زهر مار، آن مار را باشد حیات لیک آن،مر آدمی را شد ممات
پس بد مطلق نباشد در جهان بد به نسبت باشد این را هم بدان
به بیان دیگر هر چیز یک وجود فی النفسه دارد و یک وجود لغیره، به عبارت دیگر وجود هر چیزی دو اعتبار دارد، اعتبار فی النفسه و اعتبار لغیره.اشیا از این نظر که خودشان برای خودشان وجود دارند حقیقتی هستند و از این نظر بد نیستند. هر چیزی خودش برای خود خوب است و اگر بد است برای چیز دیگری است. همان طور که نیش عقرب برای محافظت از خود، خوب و برای دیگر موجودات بد است.
در کل اعتقاد به مسئله تثلیث در زرتشتیت( اهورامزدا،خرد مقدس و خرد خبیث) و خالق انگاشتن خرد مقدس و خرد خبیث، لازمه محدود پنداشتن خداوند متعال است و همچنین برای او شریک قائل شدن.
نوشته شده توسط ناصر آسیابانی در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 0:54 موضوع | لینک ثابت
حوادث بعد از رحلت حضرت رسول(ص) و نارضایتی حضرت زهرا(س)
****************بعد از رحلت حضرت رسول(ص) حوادثی از قبیل کودتای سقیفه، حمله به بیت الوحی، بیعت گرفتن اجباری از حضرت امیرالمومنین(ع)، غصب اموال حضرت فاطمه(س) و ... اتفاق افتاد که نارضایتی حضرت صدیقه طاهره(س) را در پی داشت.از آنجایی که این نارضایتی نارضایتی خدا و رسولش است، علمای اهل تسنن سعی می کنند که از آن دوری بجویند و یا برای آن توجیهاتی آورند.در این تراکت با ذکر اسناد و مدارکی از پیشینیان اهل تسنن که از معتمدین و بزرگان ایشان هستند، این مسئله مورد بررسی قرار می گیرد.
خاکسپاری شبانه
از دلایلی که نارضایتی حضرت زهرا(س) را از غاصبان خلافت نشان می دهد و علمای اهل تسنن در منابع خویش به بیان آن پرداخته اند، خاکسپاری مخفیانه و شبانه آن حضرت است؛ براستی چرا باید تنها دختر بزرگوار حضرت رسول(ص) وصیت نماید تا او را اینگونه به خاک سپارند؟!
و اما اسناد نارضایتی حضرت زهرا از غاصبان خلافت
1) محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح خود،ج5، ص117 با نقل سلسله سندی از عایشه می
گوید:
«حضرت زهرا(س) ابوبکر را به خاطر ماجرای فدک ترک کرد و با او صحبت نکرد تا وفات نمود و بعد از پیامبر 6 ماه زندگی کرد و وفات نمود، همسرش علی(ع) او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد تا در تشییع و تدفین او شرکت کند».
2) مسلم بن حجاج در صحیح خود،ج3، ص1380 نقل می کند که:
«هنگامی که فاطمه(س) وفات یافت، شوهرش علی(ع) شبانه بر او نماز خواند و او را دفن نمود، و به ابوبکر خبر نداد که بر جنازه اش حاضر شود و بر او نماز بخواند».
3) علامه بلاذری در کتاب« الانساب الاشراف» ج1، ص405 می گوید:
«علی(ع) و اسماء، فاطمه(س) را غسل دادند؛چرا که خود او چنین وصیت نموده بود، و ابوبکر و عمر از فوتش خبر نداشتند و علی(ع) فاطمه(س) را شب دفن نمود.
4) علامه سیوطی در کتاب « الثغور الباسمه» ص15 می گوید:
«فاطمه(س) را همسرش علی(ع)" غسل داد و بر او نماز خواند و شبانه دفنش کرد».
5) ابن ابی الحدید معتزلی در «شرح نهج البلاغه»ج6،ص50 می گوید:
« صحیح در نزد من این است که حضرت زهرا(س) در حالی که از ابوبکر و عمر خشمگین بود، وفات نمود و به درستی که او وصیت کرده بود که آن دو بر پیکر او نماز نخوانند».
6) ابن اثیر، در کتاب« الکامل فی
التاریخ»،ج2،ص126 می نویسد:
«معمر از زهری و او از عایشه در مورد آنچه بین فاطمه(س) و ابوبکر درباره میراث
پیامبر(ص) گذشت روایت می کند که: حضرت زهرا(س) از ابوبکر اعراض کرد و با او صحبت
نکرد تا اینکه وفات نمود و بعد از پیامبر اکرم 6 ماه زندگی کرد و وقتی وفات نمود،
او را همسرش علی(ع) دفن کرد و به ابوبکر اجازه نداد که بر پیکر او حاضر شود و نماز
بخواند».
علاوه بر منابع ذکر شده مصادر بسیاری موجود است دال بر اینکه حضرت زهرای مرضیه(س) بر اثر جنایات پیش امده پس از رسول الله، از ابوبکر و عمر ناراضی بود. همان زهرایی که پیامبر(ص) درباره اش فرمودند:« فاطمه پاره تن من است، هر کس او را ناراحت و غضبناک کند، مرا ناراحت و غضبناک کرده و هر کس که او را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده است. به درستی که خداوند به خاطر ناراحتی و غضب او، غضبناک می شود و به خاطر خوشحالی او،خوشحال می گردد».
حال قضاوت با شما
تو خود مفصل بخوان، از این حدیث مجمل
*********************************************************
فرا رسیدن سالروز شهادت مظلومانه و جانسوز حضرت فاطمه زهرا( سلام الله علیها) بر شیعیان آن بانو تسلیت باد.
نوشته شده توسط ناصر آسیابانی در چهارشنبه ششم خرداد 1388 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت
محوریت حضرت زهرا(س)
****************
به تواتر در کتب شیعه و اهل سنت نقل شده است که رسول الله(ص) بارها فرمودند:
« فاطمة بضعة منی یغضبنی من أغضبها و یسرنی من سرها و ان الله یغضب لغضبها و یرضی لرضاها»
فاطمه(س) پاره تن من است، هر کسی که او را ناراحت و غضبناک کند،مرا ناراحت و غضبناک کرده و هر کس که او را خوشحال کند، مرا خوشحال کرده است.بدرستی که خداوند به خاطر ناراحتی و غضب او، غضبناک می شود و به خاطر خوشحالی او، خوشحال می گردد.
همان گونه که از متن حدیث شریف بر می آید رضایت و خشنودی حضرت زهرا(س) رضایت و خشنودی خدا و رسولش است و ناراحتی و غضب آن حضرت، ناراحتی و خشم خدا و رسول او می باشد، از آنجا که هر انسانی حالات مختلفی دارد و در هر ساعت دستخوش تحولات گوناگون است،معقول نیست که در تمام لحظات زندگی با وجود آن همه دگرگونی ها همیشه و همه جا مورد توجه خدا بوده و رضایش رضای خدا و غضبش، غضب خدا باشد،مگر آنکه آن شخص دارای عصمت باشد. زهرای مرضیه(س) محور خشنودی و غضب خدا بود.
در حدیث دیگری از رسول الله نقل شده است که:
«فاطمة بضعة منّی من أغضبها أغضبنی»
فاطمه پاره تن من است؛ هر کس او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.
این احادیث با تعابیر مشابه در کتب صحیح مسلم، صحیح بخاری، مسند احمد بن حنبل، صحیح ابی داوود و ..._ که همگی از کتب معتبر اهل سنت هستند_ آمده است.
اما تسلیم مطلق نسبت به حب و بغض، خشنودی و غضب خداوند، مقامی خاص است که این مقام مخصوص برترین مخلوقات خداوند روی زمین است. احادیث فوق دال بر این است که منشأ خشنودی و خضم حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نفس ایشان نیست، بلکه منشأ آن خداوند تبارک و تعالی است. احادیث فوق به این مفهوم است که خداوند متعال از خشنودی فاطمه(س) خشنود و از غضب او غضبناک می شود و این مقامی بالاتر از آن است که فاطمه(س) از خشنودی خدا خشنود، و از غضب خدا، غضبناک شود.
خداوند متعال در قران و در آیه 81 سوره طه می فرمایند:
« و من یحلل علیه غضبی فقد هوی» و هر کس که مستوجب خشم من گردید همانا خوار و هلاک خواهد شد.
آیه فوق بیانگر آن است که خشم خداوند متعال خواری و هلاکت را در پی دارد و هر کس که موجبات خشم خدا را فراهم آورد، در آخرت به هلاکت خواهد افتاد و ذلیل خواهد شد.
و نیز در ترجمه آیه 57 سوره احزاب می خوانیم:
« و هر کسی که خدا و رسولش را بیازارد،لعنت خدا بر آنان در دنیا و آخرت ا ست و خدا بر آنان عذابی خوار کننده آماده کرده است.»
از آیه فوق نیز بر می آید که آزار دهنده خدا و حضرت رسول(ص) عذابی خوار را در پی دارد و چون آزار حضرت رسول در گرو آزار حضرت صدیقه طاهره(س) است، در نتیجه هر کس که حضرت فاطمه(س) را آزار دهد، عذابی خوار کننده در دنیا و آخرت برایش وعده داده شده است.
حال ذکر چند روایت را در کتب اهل سنت بخوانید:
_ بخاری( از علمای حدیث اهل سنت) در روایت صحیحی از عایشه آورده است که او می گفت:
« فاطمه(س) دختر رسول الله غضبناک شد و از{ یکی از صحابه} روی برگرداند، بعد از آن طولی نکشید که در گذشت.»( صحیح بخاری، ج4،ص41)
_ بیهقی( از علمای بزرگ اهل سنت) در کتاب« سنن الکبری»،ج6،ص300 نقل می کند:
« حضرت فاطمه(س) بر ابوبکر غضب کرد و خشمناک شد، از او اعراض نمود و با او صحبت نکرد تا اینکه وفات یافت و علی(ع) او را شبانه دفن کرد.
_ ابن ابی الحدید معتزلی در « شرح نهج البلاغه»،ج6،ص50 نقل می کند:« صحیح نزد من آن است که حضرت زهرا(س) در حالی که از ابوبکر و عمر خشمگین بود وفات نمود و بدرستی که او وصیت کرده بود که آن دو بر وی نماز نخوانند»
تو خود مفصل بخوان از این حدیث مجمل
حال قضاوت با شما
نوشته شده توسط ناصر آسیابانی در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ساعت 0:51 موضوع | لینک ثابت
به نام خدا
با سلام و عرض تسلیت مجدد
یکی از شبهات رایجی که وهابیون و اهل سنت مغرض نسبت به شهادت حضرت صدیقه طاهره( سلام الله علیها) می اندازند بحث سکوت و غیرت حضرت امیر( علیه سلام) است.آن ها می گویند که مگر علی(ع) شیرمرد نبود پس چرا سکوت کرد؟
در این پست می خواهم به تشریح علل سکوت حضرت امیرالمومنین علی(ع) در برابر هجوم ددمنشانه ی خلیفه دوم و عمالش به بیت حضرت زهرا( سلام الله علیها) بپردازم.
*******************
با اینکه حضرت امیرالمومنین علی( علیه سلام) با آن شجاعت و دلیری بی مثالش در خانه
بود حضرت زهرا( سلام الله علیها) در را باز کرد؟
جواب:
اولاً عظمت و شرافت حضرت زهرا( سلام الله علیها) نزد پیامبر اکرم چیزی است که همه ی اهل تسنن به آن معترفند و روایات بسیاری راجع به عظمت آن بانوی بزرگوار در کتب اهل سنت آمده است. با توجه به این می توان گفت که حضرت زهرا( سلام الله علیها) به این علت پشت در آمدند که با استفاده از مقام و منزلت خود، بتوانند مردمی را که پشت در خانه تجمع کرده اند، متفرق سازند و آن ها را از انجام آن جنایت زشت و ناپسند باز دارد، و موید این مطلب آن است که عده ی زیادی از مهاجمان با شنیدن صدای آن حضرت بازگشتند، اما خلیفه دوم عمر به همراه عده ای همچنان پشت در خانه ایستاده بودند.
ثانیاً همان گونه که در بعضی از منابع اهل سنت آمده است، رسول الله( صلی الله علیه و آله و سلم) وقایع بعد از خود را برای امیر مومنان علی(ع) بیان فرموده و از ایشان عهد و پیمان گرفتند تا ایشان در برابر آن چه که بعد از وی اتفاق خواهد افتاد صبر پیشه کنند.( منبع:1) مناقب خوارزمی ص 146. 2)فرائد السمطین، ج1، ص 270)
از آنجایی که حضرت علی(ع) بنا بر نص صریح امام معصوم است و بر پایه فرمان الهی و دستور رسول خدا انجام وظیفه می کند و در این مورد به صبر امر شده اند؛ لذا در امتثال خداوند متعال و فرمان رسولش،در ماجرای هجوم به خانه اش صبر پیشه می کنند و اگر مهاجمان جرئت چنین حرکت زشتی را پیدا کردند؛ به همین خاطر بود.
ثالثاً امیر مومنان علی( علیه سلام) می خواهند دین اسلام، قوی و راسخ به حیات خویش ادامه دهد، پس همه چیز را در جهت حفظ دین، قربانی می کند تا دستاورد آن همه مجاهدت ها و مشقت هایی که رسول الله در مدت 23 سال رسالت خویش به جان خریدند، در طوفان اختلاف ها و درگیری ها از بین نرود و این مکتب متعالی و گران بها برای نسل های آینده حفظ شود؛ از این رو در جریان بیعت گرفتن صبر پیشه می نمایند و بارها در سخنانشان به این مهم اشاره کرده اند:
«به خدا سوگند، اگر ترس ایجاد شکاف و اختلاف در میان مسلمانان نبود، و بیم آن نمی رفت که باردیگر کفر و بت پرستی به سرزمین اسلام بازگردد و اسلام محو و نابود شود، با آنان به شیوه دیگری رفتار می کردم.»( منبع: شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج1، ص307 و همچنین ج11، ص313)
رابعاً شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه مهاجمان قصد داشتند اگر حضرت علی(ع) در را باز می کردو از بیعت سرپیچی می نمود، حضرت را با ضرب و شتم به مسجد می بردند و بعداً با استفاده از نفوذ و قدرتی که داشتند وقایع را تحریف می کردند و می گفتند: برای عرض تسلیت و احوال پرسی حضرت فاطمه رفته بودیم و حضرت علی(ع) که ابتدا از خلافت انصراف داده* و حال پشیمان شده بود با ما از در خشونت وارد شد و ما هم از خویش دفاع کردیم و بنا بر مصلحت مسلمانان و حفظ دین اسلام او را وادار به اطاعت کردیم، آنگاه تاریخ حق را به آنان می داد و ماجرا به بازی قدرت و سلطنت تبدیل می شد و نسل های آینده تحلیل صحیحی از آن پیدا نمی کردند.
اما حضرت زهرا( سلام الله علیها) با آمدن به پشت در خانه تمام این نقشه ها را باطل ساخت و فرصتی به تاریخ و نسل های بعدی داد تا بتوانند تصویر روشنی از جنایت غاصبان خلافت داشته باشند.
سلام الله علی اهل البیت نبوة و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین، من الآن الی قیام یوم الدین
*******************************************************
* شاهد این مدعا( شایعه انصراف علی(ع)) در گفته مقدر بن ارقم در کتاب « سقیفه» و
نیز نامه ای که ابوبکر به معاویه نوشت می باشد:
هر که می گفت: علی بن ابی طالب چه کرد؟ می گفتم: از عهده اش برداشت و به عهده مردم واگذار کرد.
منبع: تاریخ یعقوبی، ترجمه آیتی: ج1،ص512
نوشته شده توسط ناصر آسیابانی در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 22:44 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
دین زرتشت و مسئله شرور
پست چهارم فاطمیه
پست سوم فاطمیه
پست دوم فاطمیه( علل سکوت حضرت امیر(ع))
پست اول ایام فاطمیه
به مناسبت شهادت بی بی دو عالم
بررسی عدالت صحابه رسول الله
انقلاب اسلامی کاملترین نهضت مردمی
اثبات عدم شایستگی عمر بر مسند خلافت مسلمین(2)
اثبات تخصصی عدم شایستگی عمر بر مسند خلافت مسلمین(1)
درباره وبلاگ

به نام خدا.
من ناصر آسیابانی ام. زمستان سال 1366 با گریه آمدم و نمی دانم چه وقت گریان و یا خندان می روم
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
یا مولا علی
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY