دل را شراره غم تو پر شرار کرد
داغ تو قلب خستهدلان، داغدار کرد
ای سرو بوستان ولا از غم تو چرخ
جاری ز دیده اشک، چو ابر بهار کرد
با کشتن تو قاتلت ای هادى امم
خود را به نزد ختم رسل شرمسار کرد
اى آنكه بود هادى دين نام
ترا
خون گشت دل از گردش ايام
ترا
فرياد ز معتزكه پس از انهمه
ظلم
هدايتگر امت
با زهر جفا كشت سرانجام
ترا
ائمه طاهرين عليه السلام هر يك جلوه اى از نور واحد محمدى (ص ) اند كه
در شرايط گوناگون در بسيط زمين ظهور كرده و از ملكوت آسمانها براى هدايت ناسوتيان
نزول فرموده اند تا در كنار انسانها چند صباحى زندگى كنند و سر مشق يك زندگى آيده
آل الهى براى تمامى نسلها و دورانها باشند.
جايگاه امام معصوم عليه السلام فقط
مسند زعامت و زمامدارى
جامعه نيست و اين مسند در مرتبى بسيار پاينتر از ان ولايتى است كه ائمه
معصومه شيعه از سوى پروردگار جهانيان به ان مفتخرند. مقام ولايت معنوى (ولاء تصرف )
براى چهارده معصوم نورانى ، مقام است كه هيچيك از اولين و آخرين بدان دست نخواهند
يافت و امام عليه السلام انسان كاملى است كه در اعصار مختلف حامل اين ولايت عظمى
است و جهان انسانى هيچوقت نميتواند بدون حضور ولى مطلق و حجت حق بر حيات خويش ادامه
دهد.
امام عليه السلام اگر چه در ميان زمينيان مثل يك انسان معمولى و در كنار
كائنات ديگر زيست ميكند ولى در عالم ملكوت و در جهان واقعيت ها، جايگاه امامت
لنگرگاه زمين و آسمان است و امام ستون هستى و آفرينش .
امام دهم ، حضرت امام على
النقى الهادى عليه السلام ، دهمين حامل اين ولايت بزرگ و برحسب زمان دهمين تجسم ان نور پاك محمدى (ص ) است .
امام هادى
عليه السلام چهل و دو سال در اين كره خاكى زندگى كردند كه پس از شهادت امام جواد
عليه السلام يعنى در حاليكه هشت سال و پنج ماه بيشتر نداشتند به مقام امامت رسيدند
و سيزده سال در مدينه طيبه اقامت داشتند و پس از متوكل عباسى كه يكى از ظالم ترين و
پست ترين خلفاى بنى عباس بود، ان حضرت را به اجبار به سامرا برد، امام هادى عليه
السلام حدود بيست سال در سامرا و در خانه اى كه هم اكنون محل دفن ان بزرگوار است
زندگى كردند.
متوكل عباسى كه به شايستگى و مقام معنوى امام معترف بود از موقعيت
امام و محبوبيت ايشان به شدت در هراس و وحشت بود، بنابراين نهايت سعى خود را بكار
ميبرد تا مردم را از تماس با امام و مراجعه به ان حضرت محروم نمايد و لذا غالبا
حضرت هادى عليه السلام در محيطى بسته و تحت نظر بودند.
با آنكه متوكل تمام
امكانات فرصت قيام را از امام و يارانش سلب و آنحضرت را در سامرا در محدوده يك منزل
زير نظر گفته بود، ولى هيچگاه از جانب امام اسوده نبود، زيرا ميدانست امام با او
اختلاف اساسى و جوهرى دارد و از هر فرصتى براى مبارزه با ظلم و دستگاه سلطنت
استفاده خواهد كرد.
امام هادى عليه السلام مشعل دار هدايت و معرف مقام رفيع و
بلند امامت بود، او امام عليه السلام بود و متصل به درياى بيكرانه علم و دانش الهى
. در يكى از مواردى كه حضرتش به معرفى مقام امامت پرداخت ، پاسخ سوالى است كه موسى
بن عبدالله نخعى از امام داشت ، او به حضرت عرض كرد مرا گفتارى تعليم كنيد تا با ان
شماها را زيارت كنم ، امام هم زيارت جامعه كبيره را به او اموخت .
زيارت جامعه
از كاملترين زيارتى است كه براى امامان و اهل بيت رسالت نقل شده و داراى مضامين و
تعابير بسيار بلند و در واقع يك دوره امام شناسى به حساب مى آيد، اين همان زيارتى
است كه وقتى يكى از شيعيان سعادت يافت و خدمت امام زمان (عج ) رسيد حضرت به او
فرمودند: چرا شما جامعه نمى خوانيد؟ جامعه جامعه جامعه
و مرحوم محدث قمى رد مفاتيح الجنان كيفيت تشرف اين عاشق و مومن به اهل بيت
را پس از زيارت جامعه تحت عنوان حكايت سيد رشتى نقل
فرموده است .
اين زيارت كه زا معتبرترين ادعيه ، و از نظر سند از صحيحترين
زيارات شيعه و نيز از نظر متن از فصاحت و بلاغت كم نظيرى بر خوردار است ، حاوى
بلندترين تعابير عرفانى و عاليترين درسهاى عقيدتى بوده و شايسته ترين معرفى از مقام
اهل بيت عصمت و طهارت است .
زيارت جامعه بهترين درس مدونى است ، كه از امام هادى
عليه السلام به يادگار مانده است و از مقام و دست نيافتنى ولايت به اندازه فهم بشرى
پرده بردارى ميكند.
امام در اين زيارت در توصيف اهل بيت فرموده : جايگاه رسالت ،
منزلگاه وحى ، خزانه داران علم ، ريشه هاى كرامت ، نقطه اتكا شهرها، عصاره پيامبران
، مشعلهاى تاريكيهاى ، پرچمهاى پارسايى ، نمونه هاى برتر اهل عالم پسين و پيشين ،
راز داران خدا، برگزيدگان حق ، اولى الامر، صراط متين حق و نورهايى از يك سنخ كه
خداوند آنها را به گرد عرش ، محيط گردانيده است و اينكه منكران آنها كافر و خارج از
دين اند.
به گواهى تاريخ از امام اول تا امام يازدهم شيعيان ، هيچيك به مرگ
طبيعى از دنيا نرفته اند و به شكلهاى مختلف (در جبهه جنگ ، ترور يا بوسيله سم ) جام
شهادت نوشيده اند، اين نمايشگر ان است كه ائمه نسبت به مسائل سياسى روزگار خويش بى
تفاوت نبوده و تنها به عبادات فردى نمى پرداختند و اگر هم به دلايلى سكوت ميكردند
هيچگاه سر سازش با ستمگران نداشتند و اين خود مهمترين عامل نگرانى دستگاه و دليل به
شهادت رساندن ان بزرگواران بود. لذا امام دهم را نيز مى بينيم با آنكه تحت كنترل
شديد رژيم خلافت و ظاهرا از انجام فعاليتهاى سياسى و نظامى بدور بودند، مورد كينه و
خشم ستمگران قرار گرفته و در مسير شهادت كه خط ويژه آل محمد(ص ) و على عليه السلام
است گام مى نهند.
بدينسان وجود حضرتش در سن چهل و دو سالگى يعنى در تاريخ سوم
رجب سال 254 هجرى به دست عوامل خلافت مسموم گشته و به شهادت ميرسند.
